سالهاست که معنای این را نفهمیدم،رفت و آمد یا آمد و رفت،آدما میروندکه برگردند یا می آیند که بروند ؟
باز بی قراری های شبانه و باز هم دلتنگی رو تخت خواب خوابیده بودم و با موبایل ور میرفتم و خاطرات سال های قبل را مرور می کردم یاد نهم فروردین ماه گذشته و بیست و یکم اردیبهشت ماه نود و یک و اردیبهشت های قبل تر.چشمم دیگه سنگینی میکرد و بخواب رفتم ، و ساعت 3:05 با یک خواب عجیب از خواب پریدم و باز کابوس های شبانه.کتاب تعبیر خواب باز کردم و تعبیرش را خوندم . تنم به لرزه افتاد و یه نیت صدقه کردم خوابیدم . هنوز چشمام گرم خواب نشده بود که زمین لرزه شدید از جا کندم و سرو صدا همسایه ها را فقط میشنیدم . برای ثانیه ای خیلی فکر ها از ذهنم عبور کرد و تعبیر خوابی را که خونده بودم از ذهنم گذشت و بیشتر ترسیدم . دست و پام شروع به لرزیدن گرفت و گفتم دیگه همه چی تمام شد . حالا با این همه آرزوهای پوچ باید بار سفر را ببندم ، به روزهایی که میتونستم بهترین استفاه های معنوی را ببرم به روزهای پر از گناه و هزار تا فکر دیگه و ........ با تعبیر این خواب از دیشب تا حالا و به بعد فقط منتظرم نمیدونم چقدر تعبیر این خواب محقق بشه اما ............. یکسال دیگه گذشتت و با همه سختی هاش به یه روز قشنگ رسیدم.فردا یکی از بهترین روزهای زندگیم هست .فردا روز تولد عزیرترین و دوست داشتنی ترین فرشته زمینی هست و جا داره عزیزم از همین جا این روز خجسته را به تو و همه کسانی که در کنار تو هستند را تبریک بگم. حنای عزیز دوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک میگم.
بالاخره ماه عشق هم از راه رسید و خاطرات سال گذشته را باز برام تداعی کرد و لحظه شماری برای رسیدن به روز تولد تو عزیزم مثل اینکه همین دیروز بود با شور و شوق واسه خرید هدیه تولد به مرکز شهر رفتم تا هدیه مناسبی را انتخاب کنم ، هر چند نتونستم هدیه قابل قبولی را انتخاب کنم تا خوشحالت کنم اما خوشحالم که با سختی هایی که بود تونستم هدیه را به دستت برسونم خیلی وقته که عکست را تو کامپیوتر سیو کردم تا تماشات کنم،نزدیک یکماه میشه که تو گالری گوشی میان تمام عکس ها یه عکس هست که بیشتر به دلم میشینه و اونم عکس تو هست، دیروز عکست را گذاشتم واسه تم گوشی تا هر وقت گوشی را دست میگیرم چهره معصوم و دوست داشتنی تو را تماشا کنم حرف دل : همه میگن آدم عاشق کور کر میشه اما من با چشم دل عاشقت شدم یک سال پیش بود اولین خواستگاری زندگیم را تجربه کردم روزی که چندین سال انتظارش را می کشیدم،با تمام امید آرزو و توکل به خدا اقدام کردم،از همون اول صحبت ها مخالف اعلام شد اما مخالف بیشتر بخاطر مسافت راه بود و من هم به خانواده اون عزیزی که دوسش دارم حق میدادم که مخالفت کنن با عزیزم تنهایی تو خلوت صحبت هایی کردم و تا حدودی تونستم متقاعدشان کنم که خودم میآم تهران برای زندگی جواب بله نبود ولی نه هم نبود روزهای خوشی را به امید اینکه میتونم به عشق برسم را گذرئوندم،همه کاری کردم تا عشقم را ثابت کنم با یک هدیه تولد همه چی بهم ریخت غرورم شکسته شد،اما.........عشقم را فراموشئ نکردم و هنوزم امیدوارم سال گذشته با یک تغییر شغلی سال شغلی خوبی را شروع کردم و به آینده بیشتر امیدوار شدم،امیدوارم امسال سال رسیدن به آرزوهام باشه و من......همچنان امیدوارم خواهم آمد ............. حرف دل : دوستت دارم عشق خود خودم حنانه جان دیشب این شعر ستار را گوش میدادم ، چشمام را بستم و دیگه چیزی را نفهمیدم .......... میشد از بودن تو عالمی ترانه ساخت کهنه هارو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت با تو میشد که صدام همه جا رو پر کنه تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی کوروکر بازیچه ی باد مثل یک بادبادکی دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم تورو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم اگه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی توی شهر بی کسی ها تو رو از دور میدیدم با رسیدن به تو افسوس به تباهی رسیدم شهربی عابروخالی شهرتنهای من بود لحظه شناختن تو لحظه ی تموم شدن بود مگه میشه از عروسک شعر عاشقونه ساخت؟ عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت تمرین می کنم که کسی را دوست نداشته باشم و یا اینکه عاشق هیچکس نشم باید به قلبم یاد بدم عاشق کسی بشم که ارزش دوست داشتن رو داشته باشه چه میشه کرد دل هست دیگه هرچی میگی راه عقل در پیش بگیر باز کار خودش را انجانم میده خدا نکنه روزی بیاد که وجود یک نفر باعث تنفرت بشه و از زندگی خسته ات کنه به یک چله نشینی نیاز دارم تا باز خودم و آدمهای اطرافم را بیشتر بشناسم. یا حق .................. رسم زمونه بد رسمی شده حرف دل : عشق ..... عاشقی با دوستم تو ماشین نشسته بودیم ، گرم صحبت بودیم واز سفر هفته پیش تعریف میکردم که گوشی زنگ خورد ساعت ۲۳:۱۵ : الو سلام - سلام : میتونم وقتتون را بگیرم ؟ - شما ؟ : فکر کنم دورتون شلوغه میشه برید یه جا تا راحتر صحبت کنیم - در چه موردی !؟ : میخواستم ببینم کسی تو زندگیتون هست ؟ - فکر کنم به خودم ربط داشته باشه. : خواهش میکنم جوابمو بدید ، اگر کسی هست من میرم پشت سرم را هم نگاه نمیکنم. -چه لزومی داره که من به شما جواب بدم ؟ حالا باشه یا نباشه به شما فکر نکنم باید جواب بدم !!! : من شمارتون را توسط یکی از بچه ها دانشگاه گرفتم و به شما علاقمند شدم خواهش میکنم بگید کسی تو زندگیتون هست. - خانم فکر نکنم به شما اصلا ربطی داشته باشه !!! من از شما سوال دارم کی شماره من را به شما داده ؟ :خوب نمیتونم بگم ببخشید - خب موفق باشید شب خوبی داشته باشید . خداحافظ شما : همین ؟ پیشمون میشد آقای .... - خداحافظ گوشی را قطع کردم دو روزه که پیام هاش کلافم کرده موندم چه جور دست بسرش کنم.دیگه اینجورش را ندیده بودم. هرچی با تلفن صحبت کردیم نشد که قانع اش کنم و حالا تو فکر اینم که با یک قرار حضوری از این تصمیم احساسی و خارج از عقل و منطق منصرفش کنم. امیدوارم هرکی این پست را میخونه یک راه پیش پام بزاره تا به این هموطن عزیزم کمک کنم تا خدایی ناکرده تو زندگیش به مشکل برنخورد. حرف دل : انشالله برای شما هم آرزوی خوشبختی میکنم و انشالله عشق واقعیت را پیدا کنی و منم به خواسته دلم برسم چند بار برا تاکسی دست بلند کردم ولی تا جلو پا ترمز می زد فراموش میکردم که میخوام برم شریعتی خیابان کلیم کاشانی .... خیلی دوست داشتم بیام ببینمت اما نمیدونم چی شد منصرف شدم و رفتم ترمینال یه بلیت گرفتم واسه آمل و اونجا بود که یه دربستی گرفتم گفتم منو به نزدیکترن ویلا ساحلی برسونید. این شد که دو روز را محمود آباد موندم و کارم این شده بود که فقط کنار دریا قدم بزنم بعد از دو روز سردرگمی و بی حالی شدید یه بلیط برا مشهد گرفتم و رفتم پیش امام رئوف تا اونجا بیشتر با امامم دردو دل کنم اینجا دیگه دست به دامن امام غریب شدم خیلی آروم شدم ممنونم السلطان یا ابا الحسن یا علی بن موسی الرضا المرتضی یا ضامن آهو جانم ...که منو پذیرفتی حرف دل : روز عشق را به همه عشاق عزیز تبریک میگم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
طاغت این همه دوری را ندارم!
این قلبم دیگر برای خودم نمیزند...
دیگر اختیارش دست کس دیگری است..
دلتنگش که میشوم بی اختیار اشک میریزم ، نمیدانم...
فکر کنم اختیار چشمانم هم دست اوست...!!!!![]()
هرکه را برایت عزیز است باید بدنبالش بدوی وهی سراغش را بگیری؟
چه کنیم با این غم غربت وعمر کوتاه وآروزهای دست نایافتنی؟
روزهاس که ترنم نیاز مرا کسی زمزمه نمیکند؟ دوست داشتن نیازهمیشگی یک درراه مانده است![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



